یادت میاد چی شد که من یه دفعه عاشقت شدم
بدون اینکه بذاری سوار قایقت شدم
یادت میاد نگاهت پر از شکایت و فاصله بود
اما به جاش نگاه من صبورو پر حوصله بود
یادت میاد وقتی بهت گفتم چقدر دوست دارم
گفتی ببین من فرصت این قصه ها رو ندارم
یادت میاد با این جواب خسته شدم از زندگی
تو رفتی و من موندم و یه دریا غرق تشنگی
یادت میاد به چشم تو فقط یه دیونه بودم
یا مثل یه مرغ غریب دنبال یه دونه بودم
یادت میاد که عمر من وقف تو پنجره بود
یه روز چشمت افتاد به من این بهترین خاطره بود
یادت میاد مردم ما رو به هم دیگه نشون دادن 
جز ما تموم عاشقا ازچشم مجنون افتادن
یادت میاد دل تو رو یکی یه جا روبوده بود
اونوقت دل من خودشو به چشم تو سپرده بود




این گلها هم تقدیم به هانیه جان عزیز که توی این پست خیلی بهم کمک کرده و منو خیلی شرمنده کرده 

+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم تیر 1386ساعت 23:29  توسط سجاد
|
عشق يعنى لرزش هر قلب سنگ
مى شود با عشق،هر سنگى قشنگ
در طبيعت هرکس يارى گرفت
از براى خويش دلدارى گرفت
دلبر من آسمـانى آبـى است
چهرهْ انســانيش مـهتابى است
جمله رفتارش بسى باشد متين
ميگذارد پـاخـرامان بر زمـين
دلبر مـن عاشق ذات خـداست
زيـنت وزيـور برايـش بـى بهاست
جــلوهْ آيــين يــارم ذاتـي است
دلبر من ساده وخوش طينت است
يار من همچون پرستو با صفاست
عـاشق زيـباى دنيـاى ماست
دلبر من عاشق شعر است وشور
دلـبر مــن در دلش دارد سـرور
هر کسى گر اين چنين دلبر گزيد
بــهره از دنـيا وعـقبايش بـديد
هرکه خواهـد بهر يارش شدعزيز
بايد او داد خوب را از بد تميز
زينت آگـه به علم ودانش است
زينت او کى به رخت وپوشش



ای کاش همان لحظه که تقدیم تو شد هستی من
میسپردم به تو که مواظب آن باشی
جنس این جامی که میبینی بلور است
پر از عشق و غرور است
مبادا این جام را بازیچه کنی
میشکند




لطفا با نظرات زیبایتان دل ما را شاد کنید
+ نوشته شده در شنبه شانزدهم دی 1385ساعت 23:43  توسط سجاد
|
بگذار تا بگويند ما بي غمان مستيم در گوشه ي خرابات پيمانه را شكستيم بگذار بعد عمري شعر و ترانه خواندن حتي خدا نفهمد معشوقه مي پرستيم

آغوش پارکينگي است که جريمه ندارد !!! بوسه تصادفي است که خسارت ندارد !!! . . . . . چيه دنبالم راه افتادي !؟
قسم خوردي بر ماه ، که عاشقتريني
تو يک جمع عاشق ، تو صادقتريني
همون لحظه ابري رخ ماهو آشفت
به خود گفتم اي واي مبادا دروغ گفت
هنوزم تو شبهات اگه ماهو داري
من اون ماهو دادم به تو يادگاري
هنوزم تو شبهات اگه ماهو داري
من اون ماهو دادم به تو يادگاري
من اون ماهو دادم به تو يادگاري
من اون ماهو دادم به تو يادگاري
من اون ماهو دادم به تو يادگاري

نظر یادتون نره
+ نوشته شده در شنبه یکم مهر 1385ساعت 15:5  توسط سجاد
|
عشق يعنی دائماً در اضطراب،
عشق يعني تشنگي در شط آب!
عشق يعنی لاله پرپرشدن،
عشق يعني در رهش بي سرشدن!
عشق يعنی عاشق شيدا شدن،
عشق يعني گمشدن پيدا شدن!
عشق يعنی مبتلا گشتن به درد،
عشق يعني عقل را کردي تو خرد!
عشق يعنی هردمی در جستجو،
عشق يعني هجرت از من تا او!
عشق يعنی حرف او برروي چشم،
عشق يعني صبر در هنگام خشم!
عشق يعنی دلبري دلدادگي،
عشق يعني غربت واماندگي!
عشق يعنی همچو آتش سوختن،
عشق يعني چشم بر او دوختن!
عشق يعنی دائماً در درد ورنج،
عشق يعني يافتن صدکوه گنج!
عشق يعنی زلف تابيده کمند،
عشق يعني زلف او برپاي بند!
عشق يعنی حسرت شبهاي گرم،
عشق يعني ياد يك روياي نرم!
عشق يعنی يك بيابان خاطره،
عشق يعني چهار ديوار بدون پنجره!
+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم شهریور 1385ساعت 15:7  توسط سجاد
|
سلام بهونه قشنگ من براي زندگي
آره باز منم همون ديوونه ي هميشگي
فداي مهربونيات چه مكني با سرنوشت
دلم برات تنگ شده بود اين نامه رو واست نوشت
حال من رو اگه بخواي رنگ گلاي قاليه
جاي نگاهت بد جوري تو صحن چشمام خاليه
ابرا همه پيش منن اينجا هوا پر از غمه
از غصه هام هر چي بگم جون خودت بازم كمه
ديشب دلم گرفته بود رفتم كنار آسمون
فرياد زدم يا تو بيا يا من و پيشت برسون
فداي تو! نمي دوني بي تو چه دردي كشيدم
حقيقت رو واست بگم به آخر خط رسيدم
رفتي و من تنها شدم با غصه هاي زندگي
قسمت تو سفر شد و قسمت من آوارگي
نمي دوني چه قدر دلم تنگه براي ديدنت
براي مهربونيات نوازشات بوسيدنت
به خاطرت مونده يكي هميشه چشم به راهته
يه قلب تنها و كبود هلاك يه نگاهته
من مي دونم همين روزا عشق من از يادت ميره
بعدش خبر ميدن بيا كه داره دوستت ميميره
روزات بلنده يا كوتاه دوست شدي اونجا با كسي
بيشتر از اين من و نذار تو غصه و دلواپسي
يه وقت من و گم نكني تو دود اون شهر غريب
يه سرزمين غربته با صد نيرنگ و فريب
فداي تو يه وقت شبا بي خوابي خستت نكنه
غم غريبي عزيزم زرد و شكستت نكنه
چادر شب لطيف تو از روت شبا پس نزني
تنگ بلور آب تو يه وقت ناغافل نشكني
اگه واست زحمتي نيست بر سر عهد مون بمون
منم تو رو سپردم دست خداي مهربون
راستي ديروز بارون اومد من و خيالت تر شديم
رفتيم تو قلب آسمون با ابرا همسفر شديم
از وقتي رفتي آسمونمون پر كبوتره
زخم دلم خوب نشده از وقتي رفتي بد تره
غصه نخور تا تو بياي حال منم اين جوريه
سرفه هاي مكررم مال هواي دوريه
گلدون شمعدوني مونم عجيب واست دلواپسه
مثه يه بچه كه بار اوله ميره مدرسه
تو از خودت برام بگو بدون من خوش ميگذره ؟
دلت مي خواد مي اومدم يا تنها رفتي بهتره
از وقتي رفتي تو چشام فقط شده كاسه خون
همش يه چشمم به دره چشم ديگم به آسمون
يادت مي آد گريه هامو ريختم كنار پنجره
داد كشيدم تو رو خدا نامه بده يادت نره
يادت ميآد خنديدي و گفتي حالا بذار برم
تو رفتي و من تا حالا كنار در منتظرم
امروز ديدم ديگه داري من رو فراموش مي كني
فانوس آرزوهامونو داري خاموش ميكني
گفتم واست نامه بدم نگي عجب چه بي وفاست
با اين كه من خوب مي دونم جواب نامه با خداست
عكساي نازنين تو با چند تا گل كنارمه
يه بغض كهنه چند روزه دائم در انتظارمه
تنها دليل زندگي با يه غمي دوست دارم
داغ دلم تازه ميشه اسمت و وقتي مي آرم
وقتي تو نيستي چه كنم با اين دل بهونه گير
مگه نگفتم چشمات رو از چشم من هيچ وقت نگير
حرف منو به دل نگير همش مال غريبيه
تو رفتي و من غريب شدم چه دنياي عجيبيه
زودتر بيا بدون تو اينجا واسم جهنمه
ديوار خونمون پر از سايه ي غصه و غمه
تحملي كه تو دادي ديگه داره تموم ميشه
مگه نگفتي همه جا ماله مني تا هميشه
دلم واست شور مي زنه اين دل و بي خبر نذار
تو رو خدا با خوبيات رو هيچ دلي اثر نذار
فكر نكني از راه دور دارم سفارش ميكنم
به جون تو فقط دارم يه قدري خواهش ميكنم
اگه بخوام برات بگم شايد بشه صد تا كتاب
كه هر صفحه ش قصه چند تا درده و چند تا عذاب
مي گم شبا ستاره ها تا مي تونن دعات كنن
نورشونو بدرقه پاكي خنده هات كنن
يه شب تو پاييز كه غمت سر به سر دل مي ذاره
مريم همون كسي كه بيشتر از همه دوست داره
شعر از مریم حیدرزاده

راستی نظر یادتون نره
+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم شهریور 1385ساعت 14:48  توسط سجاد
|
عشق ، سرطان دوست داشتن است . عشق ، عقد دائمي ما با غربت است . عشق ، شماره تلفني است كه سالها بدنبال آن مي گرديم . عشق ، آمپول ب كمپلكس معرفت است . عشق ، اتوباني است كه تا ته ابديت مي رود . عشق ، آسانسور حيات بشر است . واي بحال كسي كه توي اين آسانسور گير كند
نظر یادتون نره
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم شهریور 1385ساعت 12:2  توسط سجاد
|
عشق يعني ... مجبور نباشي تنهايي غذا بخوري. عشق يعني ... رازي بين من و تو. عشق يعني ... آرزوهاتون رو به همديگه بگين. عشق يعني ... يه كيك خونگي براي تولدش. عشق يعني ... به هزار زبون بهش بگي دوستت دارم. عشق يعني ... كسي كه دلتو مي بره. عشق يعني ... بعضي وقتا اشك زياد ريختن. عشق يعني ... همين كنار هم بودن.
نظر یادتون نره
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم شهریور 1385ساعت 11:58  توسط سجاد
|
كجايي اي رفيق نيمه راهم
كه من در چاه شبهاي سياهم
نمي بخشد كسي جز غم پناهم
نه تنها از تو نالم كز خدا هم

+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم شهریور 1385ساعت 14:30  توسط سجاد
|
افسوس... آن زمان که بايد دوست بداريم کوتاهي ميکنيم آن زمان که دوستمان دارند لجبازي ميکنيم و بعد... براي آنچه از دست رفته آه ميکشيم
+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم شهریور 1385ساعت 14:23  توسط سجاد
|